Skip to Content

شبکه برق دیجیتال و افزایش ظرفیت شبکه موجود

1405/07/06 توسط
شبکه برق دیجیتال و افزایش ظرفیت شبکه موجود
پارمیدا آقازاده
| هنوز نظری وجود ندارد

رشد سریع نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، سیستم‌های ذخیره‌ساز انرژی، خودروهای برقی و مراکز داده، شبکه‌های برق را با مسئله‌ای جدی روبه‌رو کرده است: تقاضا برای انتقال و توزیع برق با سرعتی بیشتر از توسعه بسیاری از شبکه‌ها در حال افزایش است.

راه‌حل سنتی مشخص است؛ ساخت خطوط انتقال جدید، توسعه پست‌ها و افزایش ظرفیت تجهیزات شبکه. این زیرساخت‌ها همچنان ضروری هستند، اما ساخت آن‌ها زمان‌بر و پرهزینه است. در مقابل، یک سؤال دیگر نیز اهمیت بیشتری پیدا کرده است:

آیا شبکه‌های موجود واقعاً با تمام ظرفیت قابل استفاده خود، کار می‌کنند؟

گزارش جدید آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) نشان می‌دهد که بخشی از پاسخ این سؤال در دیجیتالی‌شدن شبکه قرار دارد.

سنسورها، اندازه‌گیری لحظه‌ای، Dynamic Line Rating، سیستم‌های کنترل پیشرفته و ابزارهای تحلیل داده می‌توانند به اپراتورها کمک کنند وضعیت واقعی شبکه را بهتر ببینند و در برخی شرایط، از ظرفیت موجود آن مؤثرتر استفاده کنند.

این تحول، مفهوم شبکه برق را تغییر می‌دهد؛ از زیرساختی که عمدتاً بر اساس حدود ثابت مدیریت می‌شود، به سیستمی که می‌تواند شرایط خود را بهتر اندازه‌گیری، پیش‌بینی و کنترل کند.

ظرفیت یک خط انتقال همیشه ثابت نیست

فرض کنید یک خط انتقال برای عبور مقدار مشخصی جریان در نظر گرفته شده است. ممکن است تصور کنیم این عدد همیشه ثابت است، اما یکی از مهم‌ترین محدودیت‌های خطوط انتقال دما است.

با عبور جریان، هادی گرم می‌شود. افزایش بیش از حد دما می‌تواند باعث افزایش افتادگی هادی و عبور تجهیزات از محدوده‌های مجاز شود.به همین دلیل، اپراتورها باید حد ایمنی مشخصی برای جریان عبوری در نظر بگیرند.

خط انتقال

اما دمای هادی فقط به جریان وابسته نیست .دمای محیط، سرعت باد و تابش خورشید نیز بر گرم یا خنک‌شدن آن اثر دارند. برای مثال، وزش باد می‌تواند هادی را سریع‌تر خنک کند. در نتیجه ممکن است یک خط در یک بعدازظهر گرم و بدون باد ظرفیت قابل استفاده کمتری نسبت به یک روز خنک و بادی داشته باشد.

با این حال، اگر ظرفیت خط همیشه بر اساس یک مقدار ثابت و محافظه‌کارانه تعیین شود، این تفاوت دیده نمی‌شود. اینجاست که Dynamic Line Rating یا DLR وارد می‌شود.

DLR؛ وقتی ظرفیت شبکه با شرایط واقعی محاسبه می‌شود

در روش Dynamic Line Rating، ظرفیت قابل استفاده خط تنها بر اساس یک عدد ثابت تعیین نمی‌شود. اطلاعات محیطی و وضعیت واقعی خط بررسی می‌شوند تا مشخص شود در همان شرایط، چه مقدار جریان می‌تواند با رعایت محدودیت‌های ایمنی عبور کند.

به زبان ساده، به‌جای اینکه بگوییم:

«این خط همیشه تا این مقدار ظرفیت دارد.»

می‌توان پرسید:

«این خط در شرایط فعلی چه مقدار ظرفیت قابل استفاده دارد؟»

این تفاوت کوچک در ظاهر، می‌تواند از نظر بهره‌برداری شبکه مهم باشد. اگر شرایط محیطی مناسب باشد، ممکن است مشخص شود خط در آن لحظه ظرفیت عملیاتی بیشتری نسبت به مقدار محافظه‌کارانه ثابت دارد.

در سپتامبر ۲۰۲۶، SSEN Transmission نیز استفاده عملیاتی از DLR را در بخشی از شبکه انتقال شمال اسکاتلند اعلام کرد؛ نمونه‌ای از ورود این فناوری از مطالعات و پروژه‌های آزمایشی به بهره‌برداری واقعی شبکه.

اما DLR تنها بخشی از ماجراست. برای مدیریت هوشمندتر شبکه، ابتدا باید بدانیم در شبکه چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

شبکه‌ای که بتواند وضعیت خودش را ببیند

یک شبکه برق مدرن دائماً در حال تغییر است. مصرف بالا و پایین می‌رود. تولید خورشیدی با تغییر تابش تغییر می‌کند. توربین‌های بادی به شرایط باد وابسته‌اند و هزاران مصرف‌کننده و تولیدکننده کوچک نیز به شبکه متصل هستند.

مدیریت چنین سیستمی بدون اطلاعات دقیق دشوار است. به همین دلیل، یکی از پایه‌های شبکه دیجیتال افزایش مشاهده‌پذیری شبکه است.

مدیریت شبکه

سنسورها و تجهیزات اندازه‌گیری می‌توانند اطلاعاتی مانند ولتاژ، جریان، فرکانس، وضعیت تجهیزات و شرایط خطوط را در اختیار سیستم‌های کنترلی قرار دهند. هرچه تصویر اپراتور از شبکه دقیق‌تر باشد، تصمیم‌گیری نیز می‌تواند بر اساس وضعیت واقعی‌تری انجام شود. 

اما مشاهده شبکه به‌تنهایی کافی نیست. مرحله بعدی، کنترل است.

اگر سیستم تشخیص دهد یک مسیر انتقال در حال نزدیک‌شدن به محدودیت خود است، باید بتوان بررسی کرد که آیا امکان تغییر آرایش شبکه، مدیریت جریان توان یا استفاده از منابع انعطاف‌پذیر وجود دارد یا خیر. اینجا مفهوم Grid-Enhancing Technologies یا GETs اهمیت پیدا می‌کند؛ مجموعه‌ای از فناوری‌ها که هدف آن‌ها استفاده مؤثرتر از زیرساخت موجود شبکه است.

یک مثال ساده: ظهر آفتابی و شبکه‌ای که پر شده است

برای درک اهمیت این فناوری‌ها، یک منطقه با تعداد زیادی نیروگاه خورشیدی را تصور کنید. ساعت ۱۳ است. تابش خورشید بالاست و نیروگاه‌ها با توان زیادی تولید می‌کنند. اما مصرف محلی به اندازه تولید نیست و بخش بزرگی از انرژی باید از طریق شبکه به مناطق دیگر منتقل شود.

در همین زمان، یکی از خطوط اصلی منطقه به محدودیت عملیاتی خود نزدیک می‌شود. در شبکه‌ای با اطلاعات محدود، اپراتور ممکن است مجبور شود تولید برخی نیروگاه‌ها را کاهش دهد؛ اتفاقی که با عنوان Curtailment شناخته می‌شود.

اما در یک شبکه دیجیتال‌تر، گزینه‌های بیشتری برای بررسی وجود دارد.

ابتدا می‌توان مشخص کرد ظرفیت واقعی خط در همان لحظه چقدر است. سپس وضعیت مسیرهای دیگر شبکه بررسی می‌شود. و اگر سیستم ذخیره‌ساز انرژی در محل مناسب وجود داشته باشد، بخشی از تولید اضافی می‌تواند به‌جای عبور فوری از خط، در باتری ذخیره شود. چند ساعت بعد، زمانی که تولید خورشیدی کاهش یافته و محدودیت شبکه کمتر شده است، انرژی ذخیره‌شده می‌تواند دوباره مورد استفاده قرار گیرد.

در این مثال، سه فناوری مکمل یکدیگر هستند:

  • شبکه دیجیتال تشخیص می‌دهد چه اتفاقی در حال رخ دادن است.
  • سیستم مدیریت انرژی تصمیم می‌گیرد چه اقدامی مناسب است.
  • BESS امکان جابه‌جایی انرژی در زمان را فراهم می‌کند.

این همان نقطه‌ای است که دیجیتالی‌شدن شبکه، انرژی‌های تجدیدپذیر و ذخیره‌سازی انرژی به یکدیگر می‌رسند.

چرا این موضوع برای انرژی خورشیدی اهمیت دارد؟

ساخت ظرفیت جدید خورشیدی تنها نیمی از مسئله توسعه انرژی تجدیدپذیر است. نیم دیگر این است که شبکه بتواند برق تولیدشده را دریافت و منتقل کند.

power

اگر ظرفیت تولید خورشیدی یک منطقه سریع‌تر از ظرفیت شبکه افزایش پیدا کند، اتصال نیروگاه‌های جدید می‌تواند دشوار شود و احتمال محدودشدن تولید نیز افزایش یابد

بنابراین آینده انرژی خورشیدی فقط به پنل‌های پربازده‌تر یا اینورترهای بهتر وابسته نیست. ظرفیت و انعطاف‌پذیری شبکه نیز تعیین می‌کند چه مقدار انرژی تجدیدپذیر می‌تواند به‌صورت مؤثر وارد سیستم برق شود.

فناوری‌های دیجیتال نمی‌توانند تمام محدودیت‌های فیزیکی شبکه را حذف کنند، اما می‌توانند کمک کنند تفاوت میان «محدودیت واقعی» و «ظرفیتی که هنوز قابل استفاده است» بهتر مشخص شود.

نقش BESS فراتر از برق اضطراری است

باتری در ساده‌ترین کاربرد می‌تواند انرژی را ذخیره کند و در زمان نیاز تحویل دهد. اما همین قابلیت در مقیاس شبکه ارزش دیگری پیدا می‌کند: انعطاف‌پذیری زمانی.

شبکه برق باید در هر لحظه بین تولید و مصرف تعادل برقرار کند، در حالی که تولید خورشیدی و بادی دائماً تغییر می‌کند.

BESS می‌تواند بخشی از انرژی را زمانی که تولید زیاد است جذب کند و در زمان دیگری آن را تحویل دهد. در نتیجه، ذخیره‌ساز می‌تواند بسته به طراحی پروژه و نیاز شبکه در مدیریت پیک، کاهش برخی محدودیت‌های شبکه، استفاده بهتر از تولید تجدیدپذیر و ارائه برخی خدمات جانبی شبکه نقش داشته باشد.

اما ارزش واقعی باتری زمانی بیشتر می‌شود که سیستم بداند چه زمانی باید شارژ شود و چه زمانی انرژی را تحویل دهد.

به همین دلیل، ارتباط میان BESS و سیستم‌های مدیریت انرژی اهمیت زیادی دارد. باتری ظرفیت فیزیکی ذخیره انرژی را فراهم می‌کند؛ سیستم کنترل و مدیریت مشخص می‌کند چگونه از این ظرفیت استفاده شود.

هوش مصنوعی چه چیزی به شبکه اضافه می‌کند؟

شبکه‌های مدرن حجم عظیمی از داده تولید می‌کنند.اطلاعات مصرف، تولید خورشیدی و بادی، وضعیت خطوط، شرایط آب‌وهوا و عملکرد تجهیزات دائماً تغییر می‌کنند.

تحلیل همه این اطلاعات یکی از زمینه‌هایی است که هوش مصنوعی می‌تواند در آن کاربرد داشته باشد. برای مثال، الگوریتم‌ها می‌توانند برای پیش‌بینی بار، پیش‌بینی تولید تجدیدپذیر، تشخیص رفتار غیرعادی تجهیزات یا شناسایی نقاط احتمالی ازدحام شبکه استفاده شوند.

اما یک نکته مهم وجود دارد:

هوش مصنوعی قوانین فیزیکی شبکه برق را تغییر نمی‌دهد.

یک خط همچنان محدودیت حرارتی دارد. ولتاژ و فرکانس باید در محدوده مجاز باقی بمانند و تجهیزات حفاظتی باید بتوانند در شرایط خطا به‌درستی عمل کنند. بنابراین نقش AI بیشتر در تحلیل بهتر اطلاعات، پیش‌بینی و کمک به تصمیم‌گیری است؛ نه ایجاد ظرفیت نامحدود برای شبکه.

تحول مهم دیگری در شبکه توزیع در حال وقوع است

شبکه برق سنتی عمدتاً بر اساس یک جریان مشخص انرژی شکل گرفته بود:

نیروگاه → شبکه انتقال → شبکه توزیع → مصرف‌کننده

اما این ساختار در حال تغییر است. یک ساختمان امروزی می‌تواند پنل خورشیدی داشته باشد، انرژی تولید کند، باتری را شارژ کند و هم‌زمان خودرو برقی نیز به آن متصل باشد.

شبکه توزیع

در چنین شرایطی، مصرف‌کننده دیگر فقط مصرف‌کننده نیست.می‌تواند در ساعات مختلف روز مصرف‌کننده، تولیدکننده یا ذخیره‌کننده انرژی باشد.با افزایش تعداد این منابع پراکنده، شبکه توزیع نیز به اطلاعات و کنترل بیشتری نیاز پیدا می‌کند.

به همین دلیل، دیجیتالی‌شدن فقط مسئله خطوط انتقال بزرگ نیست؛ بخش مهمی از آن در شبکه‌های توزیع، ساختمان‌ها، سیستم‌های خورشیدی و ذخیره‌سازهای کوچک‌تر اتفاق خواهد افتاد.

آیا شبکه دیجیتال می‌تواند جای ساخت خطوط جدید را بگیرد؟

خیر.

اگر یک منطقه واقعاً با کمبود ظرفیت انتقال روبه‌رو باشد، هیچ نرم‌افزار یا الگوریتمی نمی‌تواند یک خط ۱۰۰ مگاواتی را به‌طور نامحدود به خط ۲۰۰ مگاواتی تبدیل کند. در بسیاری از نقاط جهان همچنان باید خطوط انتقال جدید، پست‌های جدید و تجهیزات بیشتری ساخته شوند.

IEA نیز در گزارش جدید خود بر همین مسئله تأکید می‌کند و برآورد کرده است که برای پاسخ به رشد تقاضای برق تا سال ۲۰۳۵، ظرفیت شبکه جهانی باید حداقل حدود ۳۰ درصد افزایش پیدا کند.

بنابراین شبکه دیجیتال جایگزین توسعه فیزیکی نیست. مسئله این است که قبل از ساخت زیرساخت بیشتر، بدانیم چه مقدار از زیرساخت فعلی واقعاً قابل استفاده است و چگونه می‌توان آن را بهتر مدیریت کرد.

آینده شبکه برق فقط کابل بیشتر نیست

برای دهه‌ها، افزایش ظرفیت سیستم برق عمدتاً به معنای اضافه‌کردن تجهیزات فیزیکی بود: نیروگاه بیشتر، خط بیشتر، ترانسفورماتور بیشتر و پست بیشتر.

این روند متوقف نخواهد شد. اما شبکه آینده یک لایه دیگر نیز خواهد داشت: اطلاعات.

شبکه باید بتواند وضعیت خود را دقیق‌تر مشاهده کند، تغییرات تولید و مصرف را بهتر پیش‌بینی کند و منابع مختلف را هماهنگ‌تر کنترل کند.

در چنین سیستمی،

  •  نیروگاه خورشیدی فقط یک منبع تولید نیست.
  • باتری فقط یک منبع برق اضطراری نیست.
  • و شبکه نیز فقط مجموعه‌ای از کابل‌ها، خطوط و ترانسفورماتورها نیست.

همه این اجزا به بخش‌هایی از یک سیستم انرژی تبدیل می‌شوند که باید تولید، مصرف، ذخیره‌سازی و انتقال برق را به‌صورت هماهنگ مدیریت کند.

شاید مهم‌ترین تحول شبکه برق آینده همین باشد: پیش از آنکه همیشه زیرساخت بیشتری بسازیم، یاد بگیریم زیرساختی را که در اختیار داریم دقیق‌تر ببینیم و هوشمندانه‌تر استفاده کنیم.

منبع:

  1. modernising-grids-in-the-age-of-electricity

 

شبکه برق دیجیتال و افزایش ظرفیت شبکه موجود
پارمیدا آقازاده 1405/07/06
ورود برای گذاشتن نظر