Skip to Content

بهینه‌سازی ظرفیت نیروگاه خورشیدی

چرا ظرفیت بیشتر همیشه به معنی سود بیشتر نیست؟
1405/08/11 توسط
بهینه‌سازی ظرفیت نیروگاه خورشیدی
پارمیدا آقازاده
| هنوز نظری وجود ندارد

در طراحی نیروگاه خورشیدی، بزرگ‌تر بودن تجهیزات الزاماً به معنی عملکرد اقتصادی بهتر نیست. افزایش تعداد پنل‌ها می‌تواند تولید انرژی را بیشتر کند، اما هزینه سرمایه‌گذاری را نیز افزایش می‌دهد. از طرف دیگر، ممکن است بخشی از انرژی اضافی به دلیل محدودیت اینورتر یا شبکه قابل استفاده نباشد.

انتخاب اینورتر با توانی کمتر از مجموع ظرفیت پنل‌ها نیز لزوماً ضعف طراحی محسوب نمی‌شود. در بسیاری از نیروگاه‌ها، این اختلاف ظرفیت آگاهانه در نظر گرفته می‌شود تا استفاده از تجهیزات و سرمایه‌گذاری بهینه شود.

مسئله اصلی این است که چگونه ظرفیت پنل‌ها، اینورتر و در صورت نیاز باتری را انتخاب کنیم تا نیروگاه در طول عمر خود بیشترین ارزش اقتصادی را ایجاد کند.

ظرفیت پنل خورشیدی با توان واقعی نیروگاه چه تفاوتی دارد؟

ظرفیت نیروگاه خورشیدی معمولاً با دو عدد متفاوت بیان می‌شود: ظرفیت DC پنل‌ها و توان AC اینورترها.

ظرفیت DC مجموع توان نامی پنل‌های نصب‌شده است که در شرایط استاندارد آزمایشگاهی اندازه‌گیری می‌شود. در مقابل، توان AC نشان می‌دهد اینورترها حداکثر چه میزان توان متناوب می‌توانند در خروجی خود تحویل دهند.

برای مثال، نیروگاهی را در نظر بگیرید که ۱۴۰ مگاوات پنل خورشیدی و ۱۰۰ مگاوات ظرفیت اینورتر دارد. در این شرایط، ظرفیت نامی پنل‌ها ۴۰ درصد بیشتر از توان اینورترهاست؛ اما این موضوع به معنی اتلاف دائمی ۴۰ درصد انرژی نیست.

پنل‌های خورشیدی در بیشتر ساعات روز با توان نامی خود کار نمی‌کنند. میزان تابش، دمای سلول، آلودگی سطح پنل و سایر تلفات باعث می‌شوند توان واقعی تولیدشده با ظرفیت اسمی متفاوت باشد. بنابراین ممکن است با وجود ظرفیت بالاتر پنل‌ها، اینورتر در بخش بزرگی از روز همچنان بتواند تمام توان قابل دسترس آرایه خورشیدی را تبدیل کند.

نسبت DC/AC چیست و چرا در طراحی نیروگاه اهمیت دارد؟

نسبت ظرفیت نامی پنل‌ها به توان نامی اینورترها با عنوان نسبت DC/AC یا Inverter Loading Ratio (ILR) شناخته می‌شود.

در مثال قبلی، این نسبت برابر ۱٫۴ است؛ یعنی به ازای هر یک مگاوات ظرفیت اینورتر، ۱٫۴ مگاوات پنل خورشیدی نصب شده است. افزایش این نسبت می‌تواند باعث شود اینورتر در ساعات بیشتری از روز با توان بالاتری کار کند. به‌ویژه در صبح، عصر و روزهای کم‌تابش، تعداد بیشتر پنل‌ها می‌تواند تولید انرژی را افزایش دهد.

Solar Farm

این رویکرد در نیروگاه‌های بزرگ رایج است. برای مثال، آزمایشگاه ملی انرژی‌های تجدیدپذیر آمریکا (NREL) در مدل مرجع نیروگاه خورشیدی مقیاس بزرگ خود در سال ۲۰۲۴، نسبت DC/AC را برابر ۱٫۳۴ در نظر گرفته است.

البته این عدد یک فرض مدل‌سازی است، نه نسبت بهینه برای همه نیروگاه‌ها. مقدار مناسب به عواملی مانند اقلیم، نوع پنل، آرایش نیروگاه، هزینه تجهیزات و محدودیت‌های اتصال به شبکه بستگی دارد. در واقع، هدف از افزایش نسبت DC/AC استفاده مؤثرتر از ظرفیت اینورتر است؛ اما این افزایش تا جایی منطقی خواهد بود که ارزش انرژی اضافی از هزینه آن بیشتر باشد.

محدودسازی توان اینورتر؛ وقتی انرژی بیشتری در دسترس است

افزایش ظرفیت پنل‌ها تا زمانی مفید است که انرژی اضافی بتواند به برق قابل استفاده تبدیل شود. فرض کنید اینورتر یک نیروگاه حداکثر ۱۰۰ کیلووات توان AC تولید می‌کند. اگر توان قابل تبدیل آرایه خورشیدی در یک لحظه از ظرفیت خروجی اینورتر بیشتر شود، اینورتر نمی‌تواند تمام انرژی در دسترس را به خروجی AC منتقل کند.

در این شرایط، توان خروجی در سقف مجاز باقی می‌ماند. به این پدیده محدودسازی توان یا Clipping گفته می‌شود. در نمودار توان روزانه، این وضعیت معمولاً به شکل صاف شدن بخش بالایی منحنی تولید دیده می‌شود.

با افزایش نسبت DC/AC، تولید در بسیاری از ساعات رشد می‌کند؛ اما احتمال و مقدار Clipping نیز بیشتر می‌شود. به همین دلیل افزایش ظرفیت پنل و افزایش انرژی قابل تحویل رابطه‌ای خطی ندارند. ممکن است افزایش ۲۰ درصدی ظرفیت پنل در یک پروژه، تولید سالانه را به میزان قابل توجهی افزایش دهد؛ اما در پروژه دیگری، بخش بزرگی از تولید اضافی در ساعات اوج تابش محدود شود.

تفاوت Clipping با محدودیت تولید ناشی از شبکه

در اینجا باید میان دو مفهوم تفاوت قائل شد.

  • Clipping زمانی رخ می‌دهد که توان در دسترس پنل‌ها از ظرفیت قابل تبدیل اینورتر بیشتر باشد.
  • اما محدودسازی تولید ناشی از شبکه یا Curtailment زمانی اتفاق می‌افتد که نیروگاه به دلیل محدودیت شبکه، دستور بهره‌برداری یا شرایط بازار، اجازه تزریق تمام توان قابل تولید خود را نداشته باشد.

بنابراین ممکن است اینورتر ظرفیت کافی داشته باشد، اما نیروگاه همچنان مجبور به کاهش توان خروجی شود. این تفاوت در انتخاب راهکار اهمیت دارد. افزایش ظرفیت اینورتر ممکن است Clipping را کاهش دهد، اما الزاماً محدودیت تزریق به شبکه را برطرف نمی‌کند.

چرا ظرفیت بهینه در همه نیروگاه‌ها یکسان نیست؟

موقعیت جغرافیایی، میزان تابش و شرایط دمایی از عوامل اصلی هستند. در منطقه‌ای با تابش شدید، پنل‌ها ممکن است در ساعات بیشتری به توان بالا برسند. بنابراین افزایش بیش از حد نسبت DC/AC می‌تواند موجب محدودسازی بیشتر انرژی شود.

در مناطق کم‌ تابش‌تر، ظرفیت بالاتر پنل‌ها ممکن است اقتصادی‌تر باشد؛ زیرا اینورتر کمتر به سقف توان خروجی خود می‌رسد.

Solar Array Layout

آرایش پنل‌ها نیز اهمیت دارد. نیروگاه مجهز به ردیاب تک‌محوره، آرایش ثابت رو به جنوب و آرایش شرق–غرب پروفایل تولید یکسانی ندارند و ممکن است به نسبت‌های متفاوتی از ظرفیت پنل و اینورتر نیاز داشته باشند.

عامل مهم دیگر، محدودیت اتصال به شبکه است.

برای مثال، ممکن است یک نیروگاه فقط مجاز به تزریق ۵ مگاوات برق به شبکه باشد، اما امکان نصب ظرفیت بیشتری از پنل‌ها را داشته باشد. در این شرایط، افزایش ظرفیت DC می‌تواند تولید ساعات کم‌تابش را بالا ببرد، بدون آنکه توان تزریق از سقف مجاز فراتر رود. البته اگر تولید اضافی در بخش زیادی از روز قابل تحویل نباشد، افزایش ظرفیت پنل به‌تنهایی ممکن است توجیه اقتصادی نداشته باشد.

باتری چگونه می‌تواند ظرفیت بهینه نیروگاه را تغییر دهد؟

در نیروگاه خورشیدی بدون ذخیره‌ساز، انرژی‌ ای که به دلیل محدودیت توان تبدیل قابل استفاده نیست، معمولاً از دست می‌رود. اما در بعضی معماری‌های خورشیدی مجهز به باتری، می‌توان بخشی از این انرژی را ذخیره و در ساعات دیگر استفاده کرد.

در سیستم‌های دارای اتصال سمت جریان مستقیم یا DC Coupling، باتری می‌تواند از طریق مسیر مناسب در سمت DC شارژ شود. به این ترتیب، بخشی از انرژی مازاد پنل‌ها پیش از رسیدن به محدودیت خروجی AC ذخیره می‌شود و بعداً، زمانی که ظرفیت خروجی آزاد شده است، به شبکه تحویل داده می‌شود.

در مقابل، در اتصال سمت جریان متناوب یا AC Coupling، باتری در سمت AC به سیستم متصل است. در این معماری، باتری می‌تواند بخشی از انرژی تبدیل‌شده به AC را ذخیره کند؛ برای مثال، هنگامی که محدودیت تزریق به شبکه وجود دارد. اما انرژی‌ای که قبلاً به دلیل محدودیت توان خود اینورتر خورشیدی به AC تبدیل نشده است، از این مسیر قابل بازیابی نیست.

بنابراین نقش باتری در بازیابی انرژی محدودشده به معماری اتصال و طراحی مبدل‌ها بستگی دارد.

حتی در DC Coupling نیز تمام انرژی مازاد الزاماً ذخیره نمی‌شود. ظرفیت خالی باتری، حداکثر توان شارژ، محدودیت مبدل، وضعیت شارژ و راهبرد کنترلی تعیین می‌کنند چه مقدار از این انرژی واقعاً قابل بازیابی است. علاوه بر این، باتری خود هزینه سرمایه‌گذاری، نگهداری، تلفات شارژ و دشارژ و افت ظرفیت در طول عمر دارد. بنابراین مزیت فنی ذخیره‌سازی باید در کنار هزینه اقتصادی آن بررسی شود.

یک نمونه واقعی از طراحی با ظرفیت بالای پنل و ذخیره‌ساز

در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶، شرکت ژاپنی Sun Village از آغاز بهره‌برداری یک نیروگاه خورشیدی مجهز به باتری خبر داد که نسبت ظرفیت DC به AC آن حدود ۳٫۲۷ است.

مشخصات اعلام‌شده پروژه عبارت‌اند از:

مشخصه مقدار
ظرفیت پنل خورشیدی 163.2 kW
توان خروجی AC 49.9 kW
ظرفیت ذخیره‌سازی باتری 253.3 kWh
نسبت DC/AC ≈ 3.27
ظرفیت پنل خورشیدی 163.2 kW
توان خروجی AC 49.9 kW
ظرفیت ذخیره‌سازی باتری 253.3 kWh
نسبت DC/AC ≈ 3.27

در این طراحی، ظرفیت پنل‌ها بیش از سه برابر توان خروجی AC است و باتری از طریق اتصال سمت DC به سیستم خورشیدی متصل شده است. هدف این معماری، ذخیره بخشی از انرژی مازاد روز و انتقال آن به ساعات عصر و شب، بدون افزایش ظرفیت اتصال AC به شبکه است.

شرکت اعلام کرده که بر اساس شبیه‌سازی‌ها، ترکیب تولید خورشیدی و باتری می‌تواند در شرایط پیش‌بینی‌شده حدود ۱۴ ساعت خروجی نزدیک به ۴۹٫۹ کیلووات فراهم کند.

این عدد پیش‌بینی شرکت است، نه عملکرد اندازه‌گیری‌شده نیروگاه در بهره‌برداری واقعی. همچنین به عملکرد ترکیبی خورشیدی و باتری اشاره دارد، نه تأمین ۱۴ ساعت برق صرفاً از انرژی ذخیره‌شده.

این نمونه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان ظرفیت بالای پنل‌ها را با ذخیره‌سازی و محدودیت خروجی ترکیب کرد؛ اما به معنی مناسب بودن نسبت ۳٫۲۷ برای سایر پروژه‌ها نیست.

تولید بیشتر یا هزینه کمتر برق؛ کدام مهم‌تر است؟

افزایش ظرفیت پنل معمولاً تولید سالانه را بیشتر می‌کند، اما هزینه خرید ماژول، سازه، کابل‌کشی و نصب را نیز افزایش می‌دهد. برای بررسی اقتصادی این تصمیم، یکی از شاخص‌های مهم هزینه هم‌تراز انرژی یا Levelized Cost of Energy (LCOE) است.

این شاخص نشان می‌دهد تولید هر واحد برق در طول عمر پروژه، با در نظر گرفتن سرمایه‌گذاری اولیه، هزینه‌های بهره‌برداری و نگهداری، هزینه سرمایه و انرژی تولیدی، به‌طور متوسط چقدر هزینه دارد.

چگونه ظرفیت بهینه نیروگاه خورشیدی تعیین می‌شود؟

برای تعیین ظرفیت بهینه، باید چند گزینه طراحی در شرایط یکسان مقایسه شوند. اطلاعات اصلی موردنیاز عبارت‌اند از:

  • داده‌های تابش، دما و شرایط اقلیمی محل پروژه؛

  • نوع، ظرفیت و آرایش پنل‌ها؛

  • مشخصات و محدودیت‌های اینورتر؛

  • سقف مجاز تزریق به شبکه؛

  • هزینه تجهیزات، نصب و نگهداری؛

  • تعرفه یا ارزش فروش برق در ساعات مختلف؛

  • و در صورت وجود باتری، ظرفیت ذخیره‌سازی و توان شارژ و دشارژ.

Solar Energy

سپس برای چند نسبت مختلف DC/AC، تولید ساعتی و سالانه نیروگاه شبیه‌سازی می‌شود.

در هر سناریو باید مقدار انرژی تولیدی، انرژی ازدست‌رفته بر اثر Clipping یا Curtailment، هزینه سرمایه‌گذاری و ارزش اقتصادی انرژی قابل تحویل مشخص شود. اگر باتری نیز بخشی از طراحی باشد، ظرفیت و توان آن باید همراه با پنل‌ها و اینورتر بررسی شود. مقایسه این سناریوها بر اساس LCOE، NPV، IRR و محدودیت‌های فنی، امکان انتخاب ظرفیت مناسب را فراهم می‌کند.

ظرفیت بهینه، نه بیشترین ظرفیت

طراحی اقتصادی نیروگاه خورشیدی به معنی انتخاب بزرگ‌ترین آرایه پنل یا قوی‌ترین اینورتر نیست. افزایش ظرفیت پنل ممکن است تا نقطه‌ای اقتصاد پروژه را بهبود دهد، اما پس از آن هزینه تجهیزات اضافی می‌تواند سریع‌تر از ارزش انرژی قابل تحویل افزایش پیدا کند.

در پروژه‌های مجهز به باتری نیز ذخیره انرژی مازاد تنها زمانی ارزشمند است که منافع آن بتواند هزینه سرمایه‌گذاری، تلفات و فرسایش ذخیره‌ساز را جبران کند.

بهترین طراحی لزوماً نیروگاهی نیست که بیشترین ظرفیت نصب‌شده یا بیشترین تولید سالانه را دارد؛ بلکه طراحی‌ای است که با توجه به محدودیت‌های فنی و شرایط اقتصادی، بیشترین ارزش را در طول عمر پروژه ایجاد می‌کند.

منابع:

  1. japanese-developer-switches-on-solar-plus-storage-plant-with-327-oversizing-ratio
  2. utility-scale_pv
  3. dc-to-ac-conversion/inverter-saturation-or-clipping
بهینه‌سازی ظرفیت نیروگاه خورشیدی
پارمیدا آقازاده 1405/08/11
ورود برای گذاشتن نظر